پروژه‌های جاودانگی

1399/10/30

انسان موجودی است که آرزوی جاودانگی دارد و این آرزو، مخصوص اوست.

بر این اساس فقط انسان است که  از مرگ می‌ترسد و دل‌نگرانی دارد.

حیوانات درباره‌ی مرگ، فکر نمی‌کنند. آن‌چه در حیوانات وجود دارد، فرار از خطر و میل به حفظ حیاتِ حاضر است.

 اما در انسان علاوه بر این، توجه به آینده و بقاء در آینده نیز وجود دارد.
نگرانی از مرگ، زاییده‌ی میل به خلود است و از آن‌جا که در نظامِ طبیعت، هیچ میلی بیهوده نیست، می‌توان این میل را دلیلی بر بقای بشر پس از مرگ دانست.
-این که ما از فکر نیست‌شدن، رنج می‌بریم، خود دلیل است بر این‌که ما نیست نمی‌شویم.

(ارنست بِکر) در کتاب خود ( انکارِ مرگ) می‌گوید:

 ما انسان‌ها دو «خود» داریم.
 -خودِ اول فیزیکی است:

 خودی که غذا می خورد، می‌خوابد، خروپف می‌کند و مستراح می‌رود.
 -خودِ دوم خود مفهومی است:

 همان هویت ما یا تصویری است که از خودمان داریم.

 استدلالِ بکر این است که ما همه تا حدی می‌دانیم که خودِ فیزیکی‌مان روزی خواهد مرد و این مرگ، اجتناب‌ناپذیر است و این اجتناب‌ناپذیریِ مرگ، در سطح ناخودآگاه، ما را به‌شدت می‌ترساند.

 بنابراین، برای غلبه بر ترس از فقدان خود فیزیکی‌مان می‌کوشیم، یک خودِ مفهومی بسازیم که تا ابد زنده بماند.

 به‌همین دلیل است که انسان‌ها سخت می کوشند، اسم خودشان را روی ساختمان‌ها، مجسمه‌ها و عطف کتاب‌ها بزنند‌.

 به‌همین دلیل است که ساعت‌ها از وقتمان را به دیگران، مخصوصا بچه‌ها اختصاص می‌دهیم، به امید این‌که تاثیر ما بعد از مرگ فیزیکی‌مان باقی بماند.

تا ما را مدت‌ها بعد از آن‌که خود فیزیک‌ مان از میان رفت، هم‌چنان به یاد آورند و ستایش کنند.
– به باورِ بکر تمام تلاش بشر حاصل پروژه‌های جاودانگی است.

 تمام این پروژه‌های جاودانگی، این میل درونی ما را شکل می‌دهد که ما هرگز نمی‌میریم.

در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به  برخی از پروژه‌های جاودانگی اشاره شده است.

  می‌فرمایند:

– عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله تعالى عنه: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ قَالَ: إِذَا مَاتَ ابنُ آدم انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ: صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ، أو عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ. (رَوَاهُ مُسْلِمٌ.)

هرگاه انسان بمیرد عمل او به جز در سه مورد قطع می شود.

۱- صدقه‌ی جاریه

 ۲- علمی که مورد استفاده‌ی دیگران است.

 ۳-  فرزند صالحی که برای او دعا می‌کند.

(سید قطب) هم در فرازی از نصیحت‌های خود به خواهرش آمنه به پروژه‌ی جاودانگی اشاره کرده است و می‌گوید:

اگر زندگی ما تنها برای خودمان باشد، این زندگی چیزی بسیار کوتاه و بی‌اثر خواهد بود و از لحظه‌ای که خود را می‌یابیم و می‌توانیم بفهمیم شروع می‌شود و با پایان عمر نیز پایان می‌پذیرد.

 اگر برای دیگران و به‌خاطر مردم و یا به‌خاطر فکر و عقیده زندگی کنیم، حیات در نظر ما آن‌چنان عمیق و طولانی می‌شود که از آغاز خلقت انسان شروع و پس از مرگ هم ادامه خواهد یافت.

 در این صورت ما بارها و بارها از زندگی شخصی خود بهره می‌گیریم و سود می‌بریم.
زندگی هم به تعداد سال‌های سپری شده نیست، بلکه به میزان درک و فهم ما از آن است.
 هر وقت ما برای مردم زندگی کنیم، عمرمان نیز چندین درجه افزایش می‌یابد.
هر اندازه که مردم را بیشتر درک کنیم و در احساسات آن‌ها شریک باشیم، به‌همان میزان هم درک و دریافت ما از زندگی فزونی می‌گیرد، آن‌چنان حیات‌مان طولانی می‌شود، گویی که انسان هرگز نمی‌میرد.

(هنری اسپیرا) پویش‌گرِ پیشرو هم از پروژه‌های جاودانگی می‌گوید:

 ایشان زمانی که دریافت زمان زیادی از عمرش باقی نمانده است به (پیتر سنگر) می‌گوید:

وقتی بروم، می‌خواهم به پشت سرم‌ نگاه کنم و بگویم:

دنیا را تبدیل به مکان بهتری برای بقیه‌ی آدم ها کردم .

اما این حس، وظیفه نیست، بلکه چیزی است که دوست دارم انجامش دهم، وقتی به بهترین شکل انجامش می‌دهم، بهترین احساس را دارم.

نویسنده: فرزان خاموشی

—————————————————————————————

مراجع: ۱- عدل الهی – مرتضی مطهری  انتشارات صدرا- ص ۱۷۷

۲- هنر ظریف بی خیالی – مارک منسون- نشر کرگرن ص ۱۹۶

۳- نامه سید قطب به خواهرش آمنه، ترجمه ، جلال معروفیان، ص ۱۱- ۱۹

۴- دگر دوستی موثر – پیتر سینگر-

۵- دیگر دوستی موثر، پیتر سینگر، ترجمه آرمین نیاکان، نشر نی، ص ۱۴۲