قندترین آیه

1399/10/30

شیرین‌ترین آیه‌ی قرآن به گمانم این آیه است:

«وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»‌(ضحی،۵)

(و به زودی پروردگارت تو را عطا خواهد داد، تا خرسند گردی.)

اگر در میانه‌ی هر رنج و فاجعه‌ای، می‌توانستیم به این آیه ایمان داشته باشیم، دلمان چراغان می‌شد. رنج کنار نمی‌رفت، اما قلب‌مان را آفتاب فتح می‌کرد.

اگر به این آیه از صمیم قلب ایمان ‌داشتم، تو را لبخندزنان در انتهای این راه می‌دیدم که پیوستنِ ما را چشم به راهی.

«وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‌«

چندان از لطف خویش نثارت می‌کند تا چین و گره‌ها از پیشانی‌ات محو شوند و راضی شوی.

 چندان ارزانی‌ات می‌کند تا آسمان دل را صاف و بی‌لکه بیابی.

امروز را منگر…..

 فردای ابد را ببین………

این غزل مولانا در همین حال و هواست:

-چند گهی فاتحه خوانت کنم

-از پس آن شاه جهانت کنم

-پیر شدی در غم ما، باک نیست

-پیر بیا تا که جوانت کنم

-هیچ غم جان مخور ار جان برفت

-بِگلَرِ لشکرگهِ جانت کنم

-آنچ محال است تصور دهم

-وجه محالیش بیانت کنم

-گر چه کلیمی، همه در اعتراض

-کشف کنم، خضر زمانت کنم

می‌گوید چه باک اگر در غم ما پیر شوی.

چه باک اگر جان از کف بدهی.

من چشمه‌ی حیاتم.

دوباره جوانی‌ات می‌بخشم.

 بِگلَر و امیر لشکر جانت می‌کنم.

 چیزهایی را که محال می‌نُماید برایت تصوّرپذیر و ممکن می‌سازم.

بی‌خبر از حقائق آن‌سوی پرده، موسی‌وار در اعتراضی. پرده‌ها را کنار خواهم زد تا دیده‌ی خضر بیابی. چندان به تو عطا خواهم کرد تا راضی شوی و با من، با خودت، و با گذشته‌ی پُر زخم و دردآلودت صلح کنی.

«وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى».

-ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن

-مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری

نویسنده: صدیق قطبی